تبليغاتX
سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم .:. نوشته های یک ایرانی .:.
تصور ما از گناه چیست ؟؟؟ پنجشنبه 31 خرداد1386 6:42

همه ما از چگونگی داستان خلقت آدم و حوا اطلاع داریم . اینکه حوا در بهشت از میوه ممنوعه می خورد از دیدگاه دین مسیحیت گناهی بزرگ محسوب شده است. که به واسطه آن انسان  از بهشت رانده می شود. و به زمین می آید.و مسیح که همان خدا تجسم یافته است برای اینکه کفاره گناه بشر را بدهد به شکل انسان بر روی زمین می آید.حال می پرسیم تصور ما از گناه چیست؟ آیا گناه چیزی به جز این است که عملی باعث رساندن آسیبی یا ضایع شدن حقی از خود و یا دیگران  بشود؟ اینکه حوا سیبی می خورد به چه کسی آسیب می رسد؟ چه آسیب های جسمی یا روانی به خود یا دیگران به واسطه خوردن این سیب زد؟ اگر میوه ممنوعه چیزی بدی بود چرا یاد آوری خاطره رانده شدن از بهشت باعث نشد که آدم و حوا سراغ این میوه ممنوعه در روی زمین نروند.چقدر نافرمانی از خدا به دل آدم و حوا چسبیده بود که در زمین نیز به آن نافرمانی ادامه دادند.

خوب که برسی کنیم ثمره این نافرمانی به کسی آسیب نرساند به جز خود خدا.خدا در این داستان خلقت تنها به این دلیل که شیطان از او برده است اختیار از کف می دهد و حکم بر اخراج آدم و حوا از بهشت می دهد. چون خدا علی رغم خدائیش ، نتوانست آنقدر قدرت نفوذ کلام داشته باشد که آدم و حوا به حرف او بیشتر از حرف شیطان اهمیت بدهند. قدرت شیطان از قدرت خدا بیشتر بود و این به خدائی خدا لطمه میزد.چون یکبار که آدم و حوا به حرف شیطان گوش فرا دادند بعید نبود که شیطان جای خدا را بگیرد و از آن پس به جای حرف خدا به حرف شیطان گوش بدهند و عملا شیطان جایگاه خدا را تسخیر کند.اما خدا مثل کسانی که موقع عصبانیت نمی توانند درست فکر کنند و تصمیماتی که می گیرند به ضرر خودشان تمام می شود، با راندن انسان از بهشت و آزاد گذاشتن شیطان در فریب انسان در عمل شیطان را در دست یافتن به آرزوی خود یاری رساند.

شیطان می خواست به جای خدا فرمان بدهد و موفق هم شد. در حقیقت خوردن سیب نیود که باعث حبوط آدم شد. بلکه حسادت خدا نسبت به شیطان بود که انسان را از بهشت راند.

مسیح به خاطر اینکه کفاره گناه انسان را بدهد ( همان گناه اولیه یعنی خوردن سیب است) به زمین می آید . آیا خوردن سیب اینقدر فاجعه بزرگی است که به واسطه آن خدا باید به زمین بیاید تا با مصلوب شدن خود گناه بشر را بشوید؟ مگر نمی شد در بهشت از این خطا در گذشت؟ در بهشت خدا فقط لازم بود از گناه دو انسان درگذرد. اما در زمین باید بار گناهان هزاران هزار انسان را به دوش بکشد .

این خدا که در قالب انسان به زمین آمده مغزش به اندازه یک انسان عادی هم کار نمی کند.چون وقتی به درخت انجیر که میوه نداشت بر می خورد به درخت نفرین می کند که خشک شود. خدایی که در برابر یک درخت بی میوه عصبانی می شود چقدر برای نظارت بر دنیا صلاحیت دارد؟

اگر بخواهیم داستان آدم و حوا را واقعی فرض کنیم چگونه می توانیم زمانی که عجز و ناله آدم و حوا برای بخشوده شدن در دل سنگ  خدا تاثیر نمی گذارد، به پذیرفتن توبه امیدوار باشیم.خدایی که اینقدر در پیش شیطان احساس حقارت می کرد که این عقده را تنها با اخراج آدم فرو نشاند چگونه گناهان بزرگتر را که اثرات آن گاهی اجتماعی را آلوده می سازد  ، خواهد بخشید.

خدا از اینکه حوا سیبی خورد عصبانی شد. یادش رفت که جلوی فرشته ها کلی پز داده که من از خلقت انسان چیزی میدانم که شما نمی دانید. آدم اسما را می داند اما شما نمی دانید. حد اقل آبروی خودش را جلوی فرشته ها حفظ نکرد.من مطمئنم که پس از اخراج آدم و حوا از بهشت ، فرشته ها کلی خدا را سرزنش کردند. بله، این همان تبارک الله احسن الخالقین است که پزش را به ما می دادی گناه خوردن سیب به بزرگی گناه خلق دنیای وارونه و سپردن زمام امور دنیا به دست  بیماران  شیزوفرنی که دچار تخیلات و اوهام هستند و فکر می کنند جن و پری با آنها گفتگو می کنند نیست.

گناه سیب خوردن به بزرگی خلق دنیای معیوب که در آن دنیا انسانهایی با ناتوانی جسمی بدون میل و ارداده خویش پا در آن می گذارند و همه طول عمر خود را ار لذت زندگی کردن محروم هستند، نیست.   سیب خوردن گناه بزرگی است یا تفاوت بین انسانها قائل شدن ؟ یکی را هدایت کردن و یکی را وا نهادن. یکی را زشت خلق کردن و یکی را زیبا آفریدن . یکی را روزی رساندن و دیگری را بی بهره کردن.

ما بخاطر خوردن یک سیب از بهشت رانده شدیم . اما ما انسانها، خدا را بخاطر گناهان بیشمارش از زندگی خود بیرون نمی رانیم!!!

پیشینه پرچم ایران زمین !!! چهارشنبه 30 خرداد1386 5:41


نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم به قيام کاوه آهنگر و پيش بند چرمی او بر سر چوبی بر عليه ضحاک بر ميگردد.
پس از شکست ضحاک فريدون بر تخت شاهی نشست و او فرمان داد تا پرچم کاوه را با ديباهای زرد و سرخ و بنفش و گوهر زینت دهند و بدين سان "درفش کاويان" پديد آمد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران پرچم ملی و نظامی ايران را درفش کاويان می گفتند.

به روايت نوشتار تاريخی، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقشی بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسيد تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حمله اعراب به ايران، در جنگی در اطراف نهاوند درفش کاويان به دست آنان افتاد که آن را نزد عمر بردند و به نوشته فضل الله حسينی قزوينی در کتاب المعجم "امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند". با فتح ايران به دست اعراب از آنجائی که علمای اسلام تصوير پردازی و نگارگری را حرام ميدانستند ايرانيان تا دويست سال هيچ پرچمی نداشتند.


نخستين تصوير بر روی پرچم ايران


در سال 355 خورشيدی (976 ميلادی) سلطان محمود غزنوی برای نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشيدي (1031 ميلادی) سلطان مسعود غزنوی به انگيزه دلبستگی به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود.

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هایی زده شد که بر روی آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمی که در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکی اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوری و قدرت نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به اين ترتيب همبستگی ميان خانه شير (برج اسد) با ميانه تابستان نشان داده می شود. نظريه ديگر بر تاثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در میان ايرانيان کهن خورشيد بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گرفت.


پرچم در دوران صفويان


در ميان شاهان سلسله صفويان تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند.
پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه فروردين (برج حمل) بود دستور داد به جای شير و خورشيد تصوير گوسفند (نماد برج حمل) را بر روی پرچمها و سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيه دوران صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روی آن زردوزی می کردند.

موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همه پرچمها يکسان نبوده، گاهی شير نشسته، گاهی نيمرخ و گاه رو به سوی بيننده بوده. در بعضی موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده از بيرق های نوک تيز و باريک که بر روی آن آيه ای از قرآن و تصوير شمشير دوسر علی يا شير خورشيد بوده در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر می آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها مانند پرچم اعراب سه گوشه بوده.


پرچم در عهد نادرشاه افشار


درفش شاهی يا بيرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصوير شير وخورشيد هم وجود داشت اما درفش ملی ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيری در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدی نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد "المک الله" نوشته شده بود.

سپاهيان نادر در تصويری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشه بالای آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائین آن نوار سرخی دوخته شده است و شيری با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن و درون دايره خورشيد آن بازهم "المک الله" آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ کنونی ايران است هر چند در آن زمان پرچمها هنوز سه گوشه بودند.


قاجارها و پرچم چهار گوشه


در دوران آغامحمدخان قاجار چند تغيير در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکی اينکه شکل آن برای نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اينکه پرچم سه رنگ را به یک پرچم سرخ با دايره سفيد رنگ بزرگی در ميانش که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت تغییر یافت با اين تفاوت که برای نخستين بار شمشيری در دست شير قرار داشت.

در عهد فتحعلی شاه قاجار، ايران دارای پرچمی دوگانه شد. يکي پرچم زمان صلح که يکسره سرخ با شيری نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلی شاه استفاده از پرچم سفيد رنگ برای مقاصد ديپلماتيک و سياسی مرسوم شد. در تصويری که يک نقاش روس از ورود سفير ايران "ابوالحسن خان شيرازی" به دربار تزار روس کشيده پرچمی سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير پيشاپيش سفير در حرکت است.

برای نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشين فتحعلی شاه) تاجی بر بالای خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو پرچم به کار برده میشد که بر روی يکی شمشير دو سر حضرت علی و بر ديگری شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.


اميرکبير و پرچم ايران


اميرکبير به دلیل دلبستگی ويژه ای که به نادرشاه داشت رنگ های پرچم او را اما به شکل پرچم مستطيل به کار برد که سراسر زمينه پرچم سفيد بود با نوار سبز نازکی در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گرفت، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشيد گذاشته شود.

 

 


انقلاب مشروطيت و پرچم ايران


با پيروزی جنبش مشروطه خواهی در ايران و تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوين قانون اساسی و متمم آن پرداختند. در اصل پنجم متمم قانون اساسس آمده بود: "الوان رسمی بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند زيرا اشاره ای به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقی يا عمودی بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين درباره وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روی شير سخنی گفته نشده بود.


به نظر می رسد بخشی از عجله نمايندگان به دليل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام می دانستند زیرا که نمايندگان در توجيه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دينی متوسل شدند، بدين ترتيب که گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين رنگ سبز در بالای پرچم ملی ايران قرار گرفت. در مورد رنگ سفيد نيز به اين استناد شد که رنگ پاکی، صلح، آشتی و مورد علاقه زرتشتيان است و آن در زير رنگ سبز قرار گرفت. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون آنان رنگ سرخ را نیز افزودند.


اين استدلالات زمينه را در مجلس برای گفتگوی نشان شير و خورشید مساعد نمود و اين موضوع اين گونه توجيه شد که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادی) به پيروزی رسيد يعنی در برج اسد (شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزی رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندی و گرمای خود است خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کردند که اين شير و خورشيد هم نشانه علي باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد يعني روز پيروزی مشروطه خواهان و البته شمشير ذوالفقار علی نيز بدست شیر اضافه شد.


 

بدين ترتيب برای اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياتی از نمايندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامه ديگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گرديد طول پرچم اندکی بيش از يک برابر و نيم عرض آن باشد.

 

 

 


پرچم بعد از انقلاب


در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل می شود و نشانه جمهوری اسلامی (تشکيل شده با حروف الله که شباهت زيادی به علامت پرچم سيک ها، فرقه ای در هندوستان دارد) در وسط آن قرار دارد.

 

چند تا کاریکاتور از نیک آهنگ کوثر 2 دوشنبه 28 خرداد1386 2:10

***ریاضیات تحریم***

 

***رفع نگرانی از غرب***

 

***کارت هوشمند سوخت***

 

*** ماست مالی***

 

***چند شخصیتی شدن مذاکره کننده هسته ای***

نوشته شده توسط >>> هومن (انگره مینو) <<< | موضوع: کاریکاتور | لینک ثابت |
نامه ای به خدا !!! یکشنبه 27 خرداد1386 4:44

خدای عزيز سلام عليكم:

 

حقيقتا" ما نمی دانيم چگونه تو را مورد خطاب قرار دهيم. بنا براين ما از همان طريق كه به پيامبر مورد علاقه ات ياد دادی با تو احوالپرسی می كنيم.همچنين برای ما خيلی مشكل است كه بدانيم تو كجايی. چون تو برای ارتباط برقرار كردن با امتت توسط وزير اطلاعات خود يعنی جبرئيل در 1400 سال پيش با محمد ارتباط برقرار كردی. و از آن موقع تا به حال ما از تو چيزی نشنيده ايم اين برای ما خيلی ناراحت كننده است . در طول اين هزار و چهارصد سال خيلی از چيزها در دنيا عوض شده است.ما كاملا" مطمئنيم كه تو از همهُ اين تغييرات مطلعی . ما اين ايميل را برای تو می فرستيم به اين اميد كه در جايی از اين فضای بزرگ اينترنتی تو را پيدا كنيم. خدايا اين بی ادبی ما را ببخش. ما سعی كرديم كه با تو توسط نماز و روزه و حج و تسبيح و زكات ارتباط برقرار كنيم. اما افسوس كه همهُ تلاش ما بی نتيجه ماند.شايد تو سرت خيلی شلوغ است يا مسائل ديگری داری كه بايد به آنها بپردازی.هزاران سال صبر كرديم كه به وعده هايت وفا كنی اما تا به حال چيزی دريافت نكرديم. به اين دليل است كه در كمال نا اميدی اين ايميل اظطراری  را برای تو مي فرستيم. خدای عزيز آيا تو يك دستگاه فاكس داری.ما مطمئنيم كه تو حتما" يك دستگاه فاكس داری چون حتی آفريده هاي تو توانسته اند ماشين فاكس اختراع كنند. پس تو حتما" يك دستگاه فاكس و يك خط تلفن داری. بنا براين می توانيم هر وقت كه ضرورت ايجاب كند با تو ارتباط برقرار كنيم.

خدايا ما از اين كه به دنيا آمده ايم و بزرگ شده ايم اصلا" خوشحال نيستيم. چون ما مجبوريم كه با فقر و بي عدالتي' بيماري'و نبود آينده ای روشن برای خود و بچه هايمان مواجه بشويم.ما فكر می كرديم كه تو ايمان ما را بوسيلهُ آن بلايا می سنجی. بنا براين ما راهی پيدا كرديم كه به سرزمين كفار مهاجرت كنيم. خدايا ما می دانيم كه اگر تو از نيت اصلي ما از اين مهاجرت مطلع بشوی حتما" ما را می بخشی. ما می خواستيم اين كافران را به اسلام دعوت كنيم و در كنار آنان زندگی راحتی را برای خود و فرزندانمان حد اقل از نظر مادی تامين كنيم.همچنين ما می خواستيم مساجدی را در اطراف شهرهای اين كافران  بسازيم .اين بزرگترين آرزوی ما بود .خدايا تو فكر نمی كنی كه اين يك فكر مبتكرانه بود.به اين وسيله ما می توانستيم با يك تير دو نشان بزنيم. ما اينجا ديديم كه زنان حجاب ندارند.اول خجالت می كشيديم به اين زنهای بي حجاب نگاه كنيم.ما قويا" به راهنمايی تو عمل كرديم.نظير اين آيه:

سورهُ نور24:30 : "بگو مردان موُمن چشمهايشان را بپوشانند .و فروج و اندامشان را محفوظ دارند.و خدا به هر چه می كنيد آگاه است."

ما فكر كرديم اينها مثل فاحشه ها هستند و خود را در معرض تجاور قرار می دهند.ولی با كمال تعجب ديديم اين زنان بی حجاب در سرزمين كفار به ندرت مورد اذيت و آزار و يا تجاوز جنسی قرار می گيرند. چطور همچين چيزی امكان دارد؟چون زنهای ما با وجود اينكه حجاب را رعايت می كنند اما هنوز احساس امنيت نمی كنند.چرا بايد اينطور باشد.

ای خدا ما در طول زندگی غذا های حلال خورديم.ما هرگز غذاهايی را كه از طرف تو ممنوع شده بود نخورديم. حتی در سرزمين كفار ما هر روز حدود چند مايل رانندگی می كرديم تا غذای حلال بخوريم.هر چند كه ممكن بود آن غذاهای حلال سالم نباشند.ولی ما ترجيح می داديم كه غذاهای حلال بخوريم تا اينكه غذاهای بهداشتی و سالم اين كافران را بخوريم.بنابراين ما به ندرت مكدونالد و مرغ كنتاكی بريان ... ويا غذاهای آمادهُ ديگر را خورديم.ما افتخار می كنيم كه اين غذا ها را اگر چه سالم و بهداشتی بودند نخورديم.ما افتخار می كنيم كه به فرمايشات تو گوش فرا داديم.

خدايا می دانی چرا اين كار را كرديم؟به اين دليل كه خودت گفتی كافران نجس هستند.ببين اين چيزی هست كه تو خودت به ما گفتی :

سورهُ توبه9:28: "ای اهل ايمان حقيقتا كافران نجس می باشند. پس بنا براين از امسال به آنها اجازه ندهيد كه به مسجدالحرام وارد شوند. و اگر از فقر می ترسيد خدا اگر بخواهد به زودی از مرحمت خود شما را بی نياز مي كند.و خدا دانا و عاقل است."

خدايا ما ايمان كامل به گفته های تو داريم . وقتی كه اين كافران برای يك ميهمانی ما را به خانه هايشان دعوت مي كنند. وانمود می كنيم كه افق فكری ما باز است.وقتی ما به اين ميهمانيها می رفتيم به دقت دنبال علائمی كه حرام بودن اين غذا ها را مشخص كند می گشتيم.بيشتر اوقات ما فقط آبميوه می خورديم و لب به هيچ غذايی نمی زديم.. به ميزبان می گفتيم گرسنه نيستيم يا اينكه می گفتيم مريضيم.خدايا تو فكر نمی كنی اين يك از خود گذشتگي بزرگ از طرف ما برای بزرگداشت فرامين تو بود؟ اگر به اشتباه ما غذای حرام مصرف كرديم ما را به خاطر اين اشتباه ببخش.فكر مي كنيم اينچنين خطاهايی از طرف تو بخشودنی است. ببين خودت در قرآن چه گفتی :

سورهُ بقره:2:173: "به تحقيق خدا بر شما حرام گردانيد مردار و خون و گوشت خوك و هر كشته ای كه به غير از نام خدا ذبح شده باشد.ولی اگر به دليل احتياج به خوردن آن مجبور شود.در صورتی كه تمايل نداشته باشد.و از اندازهُ سدّ رمق نيز تجاوز نكند. گناهي بر او نخواهد بود.كه به قدر احتياج صرف كند كه محققا حدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است."

ولی خدايا چيزی كه براي ما معما شده اين است كه چرا اين حرام خورها به نظر خيلی سالم به نظر مي رسند؟ اما خيلی از ماها علیرغم اينكه در زندگی فقط به خوردن حلال می پردازيم به اندازهُ آنها سالم و با نشاط نيستيم.

 ما فكر می كرديم كه بهترين راه سلامتی و كسب  طول عمر خوردن غذاهای حلال است.اما چرا اين حرام خورها خيلی بهتر به نظر می رسند.

خدا جان تو به ما گفتی كه به دليل اينكه ما دنباله رو بهترين مذهب دنيا هستيم بهترين مردم دنيا هستيم.براي تصديق آنچه خودت به ما گفتی بهتر است به فرمايشات خودت در قرآن توجه كنی :

سورهُ آل عمران3:110: "شما نيكو ترين امتي هستيد كه قيام كردند.مردم را به نيكو كاری دعوت كنند و ار بدكاری باز دارند و ايمان به خدا آورند.و اگر اهل كتاب همه ايمان آورند. بر آنان چيزی در عالم بهتر از آن نيست. ليكن برخی از آنالن با ايمان و بيشتر فاسق و بد كارند."

ودر آيه 85 همين سوره فرمودي: "هر كس غير از اسلام ديني اختيار كند هرگز از او پذيرفته نيست.و او در آخرت از زيان كاران است."

خدا يا بنا بر آنچه خودت گفتي ما از هر نظر بهترين مردم روي اين كره خاكي هستيم. اما با كمال تعجب مي بينيم كه تمام دستاوردهاي امروزه.توسط اين كافران بدست مي آيد.از وقتي تو پيغام دادن را توسط پيامبرت قطع كردي خيلي چيزها تغيير كرده كه نمي توان آنها را در يك ايميل گنجاند. خدايا چرا ما نمي توانيم با تو يك ارتباط راديويي داشته باشيم.در حالي كه اين كافران تمام نقاط اين كرهُ خاكي را به طريق الكترونيكي به هم متصل كرده اند.چگونه اين كافران در حال پاگذاري به كرات ديگري كه تو خلق كرده اي مي باشند اما ما عاجزيم كه حتي ردي از محل اقامت تو پيدا كنيم.چرا تو به پيروان حقيقي خودت اين توانايي را نمي دهي كه به موفقيت هاي غير قابل باور اين كافران دست يابند.موضوع ديگري كه ما را سردرگم مي كند موضوع داروست.همهُ داروهاي مدرن نجات دهنده و اختراعات پزشكي نظير پني سيلين' انتي بيوتيك'اشعه ايكس'شيمي درماني, سي تي اسكن'سونو گرافي' ماموگرافي و.....بوسيلهُ كافران اختراع شده اند. ما از گفتن اينها نفرت داريم.اما اي خدا ما چارهُ ديگر نداريم چون زندگي ما كاملا" به اين كفار بستگي دارد.اي خدا چرا بايد اينطور باشد.خدايا حد اقل اين توانايي را به ما بده كه بتوانيم در موقع مواجه شدن با بيماري جان خود را نجات دهيم.خدايا به نظر مي رسد كه تو به تدريج ما را به دست فراموشي سپرده اي . خدايا بگو چه خطايي از ما سر زده. تا آنجا كه مي دانيم گناهي از ما سر نزده است.

در حقيقت تعدادي از هموطنان ما در بهشتهاي اسلامي تو در حال به اجرا گذاري دستورات ناب تو مي باشند. اما با وجود اين تو هنوز از آنها راضي نيستي. و انواع بلاياي طبيعي و رنج هاي غير قابل قياس را براي آنها فرو مي فرستي.. ما فكر مي كرديم اين بلاياي طبيعي نظير سيل و قحطي و طوفان را لايق ان كافران ميداني. خدايا آيا اين عادلانه است كه آنهايي را كه به تو ايمان دارند در رنج نگه داري و كافران از بلايا كاملا" مصون باشند.

خدا جان ما كارهايمان بي نتيجه مانده. ما هر روز از طرف آزاد انديشها و سكولارها مورد تهاجم قرار مي گيريم.

ما فكر مي كرديم اينترنت(هديه تو به بشر) در اختيار ما خواهد بود. ما مبلغ هنگفتي را براي ساختن ساختن سايت هايي كه به تو اختصاص داشته باشد خرج كرديم.. ما فكر مي كرديم اينترنت چون اسلحه اي بدست ما خواهد بود تا به وسيلهُ آن همهُ مردم كرهُ زمين را به اسلام دعوت كنيم.ما فكر مي كرديم ميتوانيم با انديشهُ روشنمان يك در ده از اين دگر انديشان و كافران را از بين ببريم.از مقاله ها بحث ها و نويد هاي زندگي جاويدان و بهشت سخن رانديم.در همهُ اين سايتها از اين چرخه ها استفاده كرديم.افراد ما به دليل پيروي از دستورات تو نظير خواندن نماز و روزه و حج و اجراي آن در داخل و خارج بسيار مشغولند.. به اين دليل است كه آنها قادر نيستند مقاله هاي جديد و اصيل بنويسند.. خدا جان چه اشكالي دارد كه ما مطالبمان را همانند يك چرخه مرتب در سايت ها تكرار كنيم.نوشته هاي خودت هم خيلي تكراريست.. بعضي اوقات اين دگر انديش ها و سكولارها از ما سوُال مي كنند براي چه مطالب قرآن اين همه تكراري است.ما با گفتن اينكه اين تكرار ها براي تاُكيد بيشتر است آنها را ساكت مي كنيم.ما همان كاري را كه خودت انجام دادي تكرار مي كنيم يعني سپردن به حافظهُ موقت و چسباندن در جاي ديگر ما به مطالب جديد دسترسي نداريم كه يك سايت جديد براي تو درست كنيم.. در اين بهشتهاي اسلامي تو پولهاي زيادي خرج اسلام مي شود.ما اين قدر به كپي كردن و چسباندن در جاي ديگر ادامه مي دهيم تا سايتهاي برادران اسلامي همه مثل هم بشوند.شبيه آيه هاي قرآن خودت.تنها چيزي كه ما كم داريم اين است كه آنقدر قدرت مغزي نداريم كه اين سكولارها و دگر انديشها را ساكت كنيم..به اين دليل هست كه ما به انجام تكاليف بيشتري نيازمنديم.ما شب و روز مشغول انجام دادن تكاليفمان هستيم در حقيقت ما آنقدر مشغول انجام تكاليفمان هستيم كه نه تنها در خانه بلكه در بيرون از منزل نيز به انجام تكاليف خود مي پردازيم.ببين چقدر ما با استعداد و با هوش هستيم.سكولار ها و آزاد انديش ها هرگز تكاليفشان را انجام نمي دهند.. براي همين است كه ما براي آنها صحبت مي كنيم كه چگونه يك مقاله بنويسند.و قتي ما اين كار را مي كنيم خيلي به ايمان خودمان مي باليم.. اما به نظر مي رسد كه اين جنگ اينترنتي نيز به نفع سكولارها و دگر انديش ها تمام شود.. حقيقتا" اينترنت ما را به آتش كشانده. يك روز در ميان ما در اين سايتهاي اينترنتي كه متعلق به سكولارها و دگر انديشان هست  به مطالب جديدي بر مي خوريم كه پيروان تو قادر نيستند از پس آنها بر بيايند.خيلي براي ما شرم آور است وقتي كه متوجه مي شويم اين دگر انديشها و سكولارها روزي يكي از پيروان تو بوده اند.اگر دوست داري در مورد آنها بيشتر بداني مي توانيم آدرس ايميل آنها را همراه با مقالات كفر آميزي كه جراُت به نوشتن آن كردند براي تو بفرستيم.خدايا آيا تو خودت عقيدهُ آنها را نسبت به خود تغيير دادي ؟ ما اين مطلب را از گفته هاي بي شمار خودت استنباط كرديم.اگر فراموش كردي چند نمونه از اين آيه ها را براي ياد آوري در اينجا متذكر مي شويم:

سورهُ يونس10:100: "هيچ كدام از نفوس بشر را تا خداي رخصت ندهد ايمان نياورند.و پليدي را خدا براي مردم بي خرد كه عقل را به كار نبندند مقرر داشته است."

سورهُ فاطر35:8 : "خدا هر كه را خواهد گمراه كرده و هر كه را خواهد هدايت سازد. پس تو نفس شريف خود را براي هدايت اين مردم به غم و حسرت نينداز كه خدا به هر چه اينان كنند آگاه است."

سوزهُ انعام6:125 : "پس هر كه را كه خدا هدايت او را طالب باشد قلبش به نور اسلام روشن و منشرح گردانيد.و هر كه را خواهد گمراه گرداند.و دل او را تنگ و سخت گرداند كه گويي مي خواهد از زمين به آسمان رود.اين است كه خدا آنان را كه به حق نمي گروند مردود و پليد مي گرداند."

خدا جان در ايميلي كه در جوابمان ميدهي علت ترسمان را تصديق بكن.اگر اين مطالب از جانب تو تصديق شد بهتر است ما وقتمان را براي اين كافران و دگر انديشان به هدر ندهيم.چون اين خواستهُ خودت بوده است.خدا جان باور كن ما هر روز شاهديم كه اين دگر انديشها و كافران به آهستگي اما با اطمينان در اين جنگهاي اينترنتي بر ما فائق مي آيند اما كاري از دست ما بر نمي آيد..براي اينكه موقعيت را دشوارتر كنند اين كافران و دگر انديش ها از اسمهاي جعلي استفاده مي كنند.و هويت واقعي خود و محل زندگيشان را پنهان مي كنند. . خدا جان لطفا" سوء تفاهم نشود.ما خيلي تلاش كرديم كه پرده از چهرهُ اين دشمنان اسلام برداريم.ما آنها را مرتد ناميديم و حكم جهاد بر عليه آنها صادر كرديم .ما هرگز فرمايشات تو را در مورد اين كافران فراموش نكرديم.به عنوان يك حرفه اي نكاتي از فرمايشات خودت را خاطر نشان مي كنيم.

سورهُ نساء4:137 : "آنان كه به غيب ايمان آوردند و سپس كافر شدندباز ايمان آورده و دگر بار كافر شدند.پس بر كفر خود افزودند اينان را خدا نخواهد بخشيد.و به راهي هدايت نخواهد فرمود."

سورهُ نحل 16:106 : "هر آن كس بعد از اينكه به خدا ايمان آورده باز كافر شد نه آنكه به زبان از روي اجبار كافر شودو دلش در ايمان ثابت باشد . بلكه به اختيار كافر شود وبا رضا و رغبت و با هواي نفس . دلش آكنده به ظلمت كفر گشت.. بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب سخت دوزخ خواهد بود."

سوره الشوري42:16 : "و آنان كه در دين خدا جدل و احتجاج بر گزينند.پس از آنكه خلق دعوت او را پذيرفتند. حجت آنها نزد خدا لغو و باطل است.و بر آنها قهر و عذاب سخت خواهد بود."

خدايا ما تعدادي ايميل انزجار' تهديد' و اخطار آميز به آنها فرستاديم. در بعضي از اين ايميل ها ما آنها را تهديد كرديم كه سرشان را مي بريم . همانطور كه آموزش خودت بوده و پيامبرت نيز به آن عمل كرده. اما آنها اصلا" اهميت نمي دهند. آنها از سلمان رشدي و تسليمه نسرين خطر ناك تر شده اند. خدا جان به ما كمك كن كه اين مرتد ها را پيدا كنيم.. تو گفتي كه از همه داناتري. ما مطمئنيم كه تو فراموش نكردي كه در فرمايشاتت هر ورق از قرآن را تحسين كردي. آيا تو يك ظبط صوت داري. لطفا" اين نوار را برگردان به 1400 سال پيش. ما مي دانيم كه در آيه ذيل فرمودي در مورد ايمان نبايد هيچگونه سوُالي بكنيد

سورهُ المائده5:101 : "اي اهل ايمان هرگز از چيزهايي مپرسيد كه اگر فاش شود شما را زشت و بد مي آيد. و غمناك مي شويد.و اگر پرسش آن را هنگام نزول قرآن واگذاريد. قرآن براي شما هر آنچه مصلحت است بيان مي دارد. و خدا از اعقاب سوُالات بيجاي شما در گذشت.كه خدا بخشنده و بردبار است."

سورهُ مائده5:102 : "قومي پيش از شما هم سوُال از آن امور نمودند.آنگاه كه برايشان بيان شد كافر شدند."

خدايا اين خيلي مسخره است كه اگر ما سوُالي در مورد اسلام بكنيم منجر به بي ايمانيمان بشود.حالا ما مي فهميم كه چرا تو مجازاتهاي سختي را براي آنها كه سوُال مي كنند نظير كافران و دگر انديشان در نظر گرفته اي.

خدايا ما به راستي خيلي كنجكاويم كه بدانيم آيا تو براي جلو گيري از كج فهمي ها جايي را براي ضبط بياناتت نظير يك سي دي يا يك كاست يا يك دي.وي .دي  در نظر گرفته اي يا نه.خدايا لطفا" ما را به خاطر چنين تقاضاهايي  ببخش. ما به وحي تو به طور اظطراري نيازمنديم.لطفا" به ما بگو سلمان رشدي و تسليمه نسرين كجا هستند.. آنها هر روز دارند چند برابر مي شوند.. وقتي ايميلت را دريافت كرديم فورا" آن را به طرفدارانت نظير گروه هاي طالبان و ديگر گروه هاي اسلامي مي دهيم كه حساب آنها را برسند.ما خيلي سعي كرديم كه با عقل و منطق اين دشمنان اسلام را سركوب كنيم.اما نتوانستيم.بنا بر اين چاره اي نداريم جز اينكه آنها را از نظر جسمي نابود كنيم.اين همان چيزي است كه معمولا" تو به وسيلهُ آن پيروز مي شدي. اينطور نيست؟كشتار در ايران ' بنگلادش' افغانستان و سودان را به ياد مي آوري؟اين تنها زباني است كه تو در قرآن بوسيلهُ آن با كافران و دگر انديشان سروكار داري. خدايا نگاه كن در كلام پاكت چه نوشته اي:

سوره بقره2:193 : "با كافران جهاد كنيد تا فتنه و فساد از روي زمين برطرف شود.و همه را آيين خدا باشد. و اگر فتنه و جنگ دست كشيدندستم جز بر ستمكاران روا نيست."

المائده5:33 : "همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او به جنگ برخيزندو به فساد كوشند در زمين جز اين نباشد كه آنها را به قتل رسانند و يا دست وپايشان به خلاف ببرندو يا با نفي بلد و تبعيد از سرزمين صالحان دور كنند. اين ذلت و خواري عذاب دنيوي آنهاست و اما در آخرت باز به عذابي بزرگ گرفتار خواهند شد."

محمد47:4 : "شما موُمنان چون با كافران روبرو شويدبايد آنها را گردن بزنيد تا آنگاه از خونريزي زياد دشمن را از پا در آوريد. پس از آن اسيران جنگ را محكم به بند كشيد كه بعدا" آنها را آزاد كنيد يا فدا بگيريد.تا جنگ سختيهاي خود را فرو گذارد.اين حكم فعلي است و اگر خدا مي خواست خود از كافران انتقام مي كشيد.و همه را هلاك مي كرد.و ليكن اينها براي امتحان خلق به يكديگر است.و آنها كه در راه خدا كشته شوند خدا هرگز رنج اعمالشان را ضايع نگرداند."

خدا جان همان طور كه قبلأ گفتيم خيلي حرف ها داريم كه با تو بزنيم. اگر زبان ما را متوجه ميشوي و مي تواني به ما جواب بدهي منتظر جوابت هستيم. ارادتمند و بندهُ تو هل-لوم-ونا. به دليل امنيتي ما از حروف رمزي شبيه انچه خودت در قرأن استفاده مي كني (الم 'طه 'حم و....).

خدا جان من مطمئن هستم كه تو مي تواني اين حروف را از رمز در بياوري.

نوشته شده توسط >>> هومن (انگره مینو) <<< | موضوع: | لینک ثابت |
سخن بزرگان 1 دوشنبه 7 خرداد1386 11:4
انسان بر صحنه شطرنج ابدیت چون پیاده ای بر دست خدا و شیطان است !!!

(گوته)

انسان یگانه جانداری است که میداند میمیرد !!!

(آندره مالرو)

بزرگترین درس زندگی این است که گاهی احمق ها درست میگویند !!!

(وینستون چرچیل)

نوشته شده توسط >>> هومن (انگره مینو) <<< | موضوع: | لینک ثابت |
خرمشهر را کی آزاد کرد ؟؟؟ پنجشنبه 3 خرداد1386 2:2
بازم سالگرد آزادسازی خرمشهر رسید و تبلیغات تلویزیون در این باره شروع شد.

همش میگن خرمشهر را خدا آزاد کرد ؟!؟!؟ یعنی خدا نمیتونست بدون کشتن این همه آدم بی گناه خرمشهر رو آزاد کنه؟؟؟یعنی این همه شهید رو برای هیچی دادیم و این آزادسازی از سوی خدا بود؟؟؟

امروز اخبار داشت فیلمهای اون دوران رو پخش میکرد :

تو فیلم یک ملا (به قول خودشون آیت الله) داشت میگفت که هفته دیگه نمازجماعت در بغداد !!! آخه معنی این حرفای بی سروته چیه؟؟؟ خمینی هم در زمان جنگ می گفت راه بیت المقدس از بغداد میگذره !!! با همین حرفای مزخرف جوونهای این مرز و بوم رو به کشتن دادن !!!

البته من نمیگم اینها برای هیچ و پوچ مردن.بلکه به نظرم واقعا مردان بزرگی بودن !!!

اما معنای این حرفهای بی سر و ته چیه؟؟؟

تو فیلم اسیرهای عراقی رو هم نشون میدادن که داشتن میبردنشون.یکی از عراقی ها عکس امام علی رو گرفته بود تو دستش و مدام اسمش رو میگفت !!! همین سرباز دیشب داشت به زنان ایرانی تجاوز میکرد و اموال ایرانی ها رو غارت میکرد !!! حالا که اسیر شده بود مثل موشی که توی تله گیر افتاده باشه داره اینجور دل ما رو به رحم میاره !!! مگر این سربازها همونایی نبودن که مردم بی گناه رو میکشتن و به زنان ایرانی تجاوز میکردن؟؟؟

مگر رهبرشون یه آدم روانی نبود که حتی برای امید پیروزی بر ایرانی ها بنای "القادسیه" رو تو بغداد ساخت و هنوز هم مردمش اون بنا رو متبرک و مقدس میدونن !!! مگر همین سربازهای عراقی نبودن که بمبهای شیمیایی رو بر سر ایرانی ها و حتی مردمشون ریختن؟؟؟ نکنه تمام بمبها رو خود صدام به تنهایی روی سر ایرانی ها می ریخت؟؟؟ مگه صدام رو این همه دوست نداشتن؟؟؟ اینا حتی به خودشون هم رحم نمیکنن !!!!!

 

 

لعنت به هر چی عربه !!!