تبليغاتX
سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم .:. نوشته های یک ایرانی .:.
سخنی از طرف شیطان !!! یکشنبه 30 دی1386 18:35

                             ..........  اینک محرم ........

                .......  گذری بر مراسم عزاداری ........

اینک مدتهاست در دنیای شما  آدمیان به سر میبرم  ....

 این روزها همه شهر هایتان سیاه پوش شده......

گویی اتفاق بزرگی در حال افتادن است....

نیک که مینگری مردان و زنان سیاه پوشی را میبینی که .......

برای دلتنگیهای خودشان و دنیای امروزشان عزاداری میکنند........

 دیروز در تاریکی شب در خیابا نهای شهرتان قدم میزدم ......

گذارم بر مکانی افتاد که عده ای از آدمیان در آن جمع شده بودنند ........

من نیز مشتاق شدم به میان آنها بروم تا بدانم دلیل جمع شدنشان چیست ......

مرد مسنی را دیدم که تسبیح بزرگی در دستانش میچرخاند ......

و هرز گاهی چیزی زیر لب تکرار میکرد......

 و من شنیدم که مکرر میگفت بر شیطان لعنت.............

نگاهش کردم و او هم نگاه در نگاه من انداخت ...........

پسر جوانی را دیدم که به سویش آمد و گفت :حاجی با بچه های که از گوشه و کنار جمع کردم......

 اعضای هیئتمان امسال ۲۰۰ نفر میشه روی هئیت فلانی........را کم میکنیم

ما باید امسال حرف اول رو بزنیم .......

انگار که دنیا را برایش داده بودنند......

 لبخندی پیروز مندانه زد.........

و گفت نشانشان میدم هئیت داری یعنی چه........؟

دیگه هر بچه ای نتونه به من ادعای هئیت داری بکنه.....و.....

در حالی که زیر لب میگفت بر شیطان لعنت....

 نگاهش باز به من افتاد.....

لبخندی برایش زدم.....

و در حالی که از درون هیئت کسی برای سلامتیش و سفره داریش.......

صلوات میفرستاد .....

رفت برای خواندن نماز اول وقت.........

 

              ........چه  دنیای جالبی دارید شما آدمیان.......

                                         شیطان

انسان شیطان را خلق کرده است!!! پنجشنبه 7 تیر1386 23:27

اگر شیطان حقیقتا وجود داشته باشد چرا مطابق عقیده ما باید شرورترازانسان باشد ؟؟؟


بیچاره شیطان كه در كره خاك بد نام است. زیرا شیطان جز خود ما هیچكس نیست و ما به امید اینكه خویشتن را درحضورخود تبرئه كنیم تمام كینه ها و حسدها و دشمنی ها و بیرحمی ها را در وجود موهومی به نام شیطان جا داده ایم.


 واقعا شنیدن بعضی از داستان هایی كه اجداد ما به آنها اعتقاد مطلق داشتند باعث حیرت شنونده می شود :


در این داستان ها می گویند شیطان در ابتدا فرشته بود و بعد از اطاعت امر آفریننده سرپیچی كرد.


ولی فكر نمی كنند كسی كه فرشته بوده و این اندازه به خدا نزدیك باشد قطعا خدا را بهتر از ما كه انسان هستیم می شناسد و می داند كه اگر سرپیچی نماید حتما محو خواهد شد و به عذاب همیشگی گرفتار می شود.


در این صورت چگونه ممكن است سرپیچی نماید ؟؟؟


مگر اینكه بگوئیم فكر و هوش او و هم قطارانش خیلی كمتر از هوش انسان است كه آن وقت با فرشته بودن او منافات دارد.

 

(موریس مترلینگ)         

 

منبع : .:. سخنان موریس مترلینگ .:.

تصور ما از گناه چیست ؟؟؟ پنجشنبه 31 خرداد1386 6:42

همه ما از چگونگی داستان خلقت آدم و حوا اطلاع داریم . اینکه حوا در بهشت از میوه ممنوعه می خورد از دیدگاه دین مسیحیت گناهی بزرگ محسوب شده است. که به واسطه آن انسان  از بهشت رانده می شود. و به زمین می آید.و مسیح که همان خدا تجسم یافته است برای اینکه کفاره گناه بشر را بدهد به شکل انسان بر روی زمین می آید.حال می پرسیم تصور ما از گناه چیست؟ آیا گناه چیزی به جز این است که عملی باعث رساندن آسیبی یا ضایع شدن حقی از خود و یا دیگران  بشود؟ اینکه حوا سیبی می خورد به چه کسی آسیب می رسد؟ چه آسیب های جسمی یا روانی به خود یا دیگران به واسطه خوردن این سیب زد؟ اگر میوه ممنوعه چیزی بدی بود چرا یاد آوری خاطره رانده شدن از بهشت باعث نشد که آدم و حوا سراغ این میوه ممنوعه در روی زمین نروند.چقدر نافرمانی از خدا به دل آدم و حوا چسبیده بود که در زمین نیز به آن نافرمانی ادامه دادند.

خوب که برسی کنیم ثمره این نافرمانی به کسی آسیب نرساند به جز خود خدا.خدا در این داستان خلقت تنها به این دلیل که شیطان از او برده است اختیار از کف می دهد و حکم بر اخراج آدم و حوا از بهشت می دهد. چون خدا علی رغم خدائیش ، نتوانست آنقدر قدرت نفوذ کلام داشته باشد که آدم و حوا به حرف او بیشتر از حرف شیطان اهمیت بدهند. قدرت شیطان از قدرت خدا بیشتر بود و این به خدائی خدا لطمه میزد.چون یکبار که آدم و حوا به حرف شیطان گوش فرا دادند بعید نبود که شیطان جای خدا را بگیرد و از آن پس به جای حرف خدا به حرف شیطان گوش بدهند و عملا شیطان جایگاه خدا را تسخیر کند.اما خدا مثل کسانی که موقع عصبانیت نمی توانند درست فکر کنند و تصمیماتی که می گیرند به ضرر خودشان تمام می شود، با راندن انسان از بهشت و آزاد گذاشتن شیطان در فریب انسان در عمل شیطان را در دست یافتن به آرزوی خود یاری رساند.

شیطان می خواست به جای خدا فرمان بدهد و موفق هم شد. در حقیقت خوردن سیب نیود که باعث حبوط آدم شد. بلکه حسادت خدا نسبت به شیطان بود که انسان را از بهشت راند.

مسیح به خاطر اینکه کفاره گناه انسان را بدهد ( همان گناه اولیه یعنی خوردن سیب است) به زمین می آید . آیا خوردن سیب اینقدر فاجعه بزرگی است که به واسطه آن خدا باید به زمین بیاید تا با مصلوب شدن خود گناه بشر را بشوید؟ مگر نمی شد در بهشت از این خطا در گذشت؟ در بهشت خدا فقط لازم بود از گناه دو انسان درگذرد. اما در زمین باید بار گناهان هزاران هزار انسان را به دوش بکشد .

این خدا که در قالب انسان به زمین آمده مغزش به اندازه یک انسان عادی هم کار نمی کند.چون وقتی به درخت انجیر که میوه نداشت بر می خورد به درخت نفرین می کند که خشک شود. خدایی که در برابر یک درخت بی میوه عصبانی می شود چقدر برای نظارت بر دنیا صلاحیت دارد؟

اگر بخواهیم داستان آدم و حوا را واقعی فرض کنیم چگونه می توانیم زمانی که عجز و ناله آدم و حوا برای بخشوده شدن در دل سنگ  خدا تاثیر نمی گذارد، به پذیرفتن توبه امیدوار باشیم.خدایی که اینقدر در پیش شیطان احساس حقارت می کرد که این عقده را تنها با اخراج آدم فرو نشاند چگونه گناهان بزرگتر را که اثرات آن گاهی اجتماعی را آلوده می سازد  ، خواهد بخشید.

خدا از اینکه حوا سیبی خورد عصبانی شد. یادش رفت که جلوی فرشته ها کلی پز داده که من از خلقت انسان چیزی میدانم که شما نمی دانید. آدم اسما را می داند اما شما نمی دانید. حد اقل آبروی خودش را جلوی فرشته ها حفظ نکرد.من مطمئنم که پس از اخراج آدم و حوا از بهشت ، فرشته ها کلی خدا را سرزنش کردند. بله، این همان تبارک الله احسن الخالقین است که پزش را به ما می دادی گناه خوردن سیب به بزرگی گناه خلق دنیای وارونه و سپردن زمام امور دنیا به دست  بیماران  شیزوفرنی که دچار تخیلات و اوهام هستند و فکر می کنند جن و پری با آنها گفتگو می کنند نیست.

گناه سیب خوردن به بزرگی خلق دنیای معیوب که در آن دنیا انسانهایی با ناتوانی جسمی بدون میل و ارداده خویش پا در آن می گذارند و همه طول عمر خود را ار لذت زندگی کردن محروم هستند، نیست.   سیب خوردن گناه بزرگی است یا تفاوت بین انسانها قائل شدن ؟ یکی را هدایت کردن و یکی را وا نهادن. یکی را زشت خلق کردن و یکی را زیبا آفریدن . یکی را روزی رساندن و دیگری را بی بهره کردن.

ما بخاطر خوردن یک سیب از بهشت رانده شدیم . اما ما انسانها، خدا را بخاطر گناهان بیشمارش از زندگی خود بیرون نمی رانیم!!!

خداوندا !!! سه شنبه 18 اردیبهشت1386 22:13

خرم خوكم سگم ،استغفرالله سگ وفا دارد
قناري نيستم اما ميان قفس تاريك زندانم
خرم خوكم سگم،روبهي بزغاله اي در نقش انسانم
چرا بزغاله باشم من از اين حيوان زيبا رازها دارم
همان بهتر كه خر باشم،صبور وباربر باشم
ميان اجتماع شهريان آزاده تر باشم،
خداوندا !!!
تو مستي، فتنه انگيزي،همان سلطان تبعيضي
اگر در روز خلقت مست نمي كردي
اين چنين بلوا نمي كردي
يكي را مثل من بدبخت
يكي را بي جهت آقا نمي كردي.

خداوندا !!!
تو در قرآن جاويدت هزاران وعده ها دادي .
تو گفتي كه نامردان بهشت وكاخ نامردي نمي بينند،
ولي من ديده ام نامرد نامردي را كه با خون رگ مردان بهشت وكاخ نامردي بنا كرده است.

خداوندا !!!


تو گفتي كه اگر اهريمن شهوت بر انسان حكم فرما شد من او را با صليب قهر خود مصلوب مي سازم،
ولي من ديده ام چشمان شهوت بار فرزندي را كه بر اندام لخت مادرش دزدانه مي لرزد.

کفرنامه 1 جمعه 14 اردیبهشت1386 0:59
 
گوش ِخر بفروش و دیگر گوش خر
 
کین سخن را در نیابد گوش ِخر
 
این که می گویی به قدر فهم توست
 
مُردم اندر حسرت فهم درست
 
 
بر همه کفار ما را رحمت است
 
گر چه جان جمله کافر نعمت است